تبلیغات کسب و کار تبلیغات کسب و کار .

تبلیغات کسب و کار

تبلیغات باعث آشکار شدن و ایجاد تقاضا می شود

سوال اصلی این است که آیا تبلیغات تقاضا را آشکار می کند یا ایجاد می کند. به عبارت دیگر آیا ما به هر چیزی که تبلیغات به ما ارائه می دهد نیاز داریم یا اینکه تبلیغات نیازهای جدیدی را در ما ایجاد می کند؟ فیلمبرداری تبلیغاتی در اصفهان

ممکن است تبلیغات هر دو را همزمان انجام دهد یا حداقل به نحوه طراحی محتوای تبلیغاتی بستگی دارد. در واقع، یک تبلیغ عموماً بر دو اهرم متکی است:

- یک اهرم اطلاعاتی، که در آن هدف این است که با برجسته کردن ویژگی های آن در مقایسه با سایر محصولات مشابه، اطلاعاتی را در مورد ارزش محصولی که استفاده از آن برای ما ضروری است در اختیار ما قرار دهد. به عنوان مثال، ما سعی می کنیم نشان دهیم که شوینده X بهتر از شوینده Y شستشو می شود، در حالی که فرض می کنیم مواد شوینده مورد نیاز است.

  • یک اهرم متقاعد کننده، که در آن هدف این است که ما را متقاعد کند که ما به استفاده های جدید و در نتیجه محصولات جدید نیاز داریم. به عنوان مثال، مردم سعی می کنند ما را متقاعد کنند که یک SUV یک وسیله حمل و نقل عادی در مناطق شهری است، یا اینکه ما نمی توانیم بدون ساعت متصل به دویدن برویم. تبلیغات گاهی تا آنجا پیش می رود که مدل زندگی و تعریفی از خوشبختی را می فروشد. به عنوان مثال، ما این را در تبلیغات عطری که پول، شهرت، اتومبیل، ماهیچه ها و زنان را تبلیغ می کنند، می یابیم.

بسته به محصول، استراتژی برند و کانال ارتباطی، یکی از دو اهرم قوی‌تر فعال می‌شود و «تبلیغ» را یا به سمت کاملاً آموزنده یا در سمت متقاعدکننده و تقاضاکننده تغییر می‌دهد.

یک بازی مجموع صفر

تا حدی، تبلیغاتی که از اهرم اطلاعات استفاده می‌کند، می‌تواند یک بازی حاصل جمع صفر در نظر گرفته شود که در آن شرکت‌های مختلف سعی می‌کنند مجموعه‌ای از مصرف‌کنندگان را جذب کنند که بودجه کلی مشخصی دارند. اگر دو شرکت یک محصول بسیار مشابه را بفروشند، وارد جنگ تبلیغاتی می شوند تا هر چه بیشتر مشتری جذب کنند. این نبرد چیزی ایجاد نمی کند (به جز کار برای آژانس های تبلیغاتی) و این مصرف کننده است که سرمایه گذاری تبلیغاتی را در هزینه محصول پرداخت می کند.

از این منظر، تبلیغات کار بیهوده ای خواهد بود، زیرا کالاهای مصرفی مفیدی تولید نمی کند، بلکه فقط برای تصمیم گیری بین سهم بازار استفاده می کند. با این حال، این نیروی کار به طور بالقوه می تواند یک سرمایه گذاری سودمند باشد زیرا اطلاعاتی را در اختیار مصرف کننده قرار می دهد که بنابراین می تواند انتخاب بهتری داشته باشد و در نهایت خوشحال تر باشد.

تبلیغات در قلب مدل کسب و کار بسیاری از شرکت ها قرار دارد

تبلیغات همچنین می تواند منبع درآمدی برای برخی فعالان اقتصادی باشد. به عنوان مثال، رسانه ای که روزنامه ای منتشر می کند، هر روز برای دقایقی توجه خوانندگان خود را به خود جلب می کند. اولین مدل دریافت هزینه برای دسترسی به روزنامه است، زیرا خواننده از آن سود می برد. مدل دوم انجام معامله با شخص ثالث است: شرکتی که می خواهد در مورد آن صحبت کند. رسانه موافقت می کند که در ازای دریافت پاداش، به بخشی از توجهی که جلب می کند، دسترسی داشته باشد، و خواننده متعهد می شود در ازای قرار گرفتن در معرض محتوای تبلیغاتی در حین مطالعه، هزینه کمتری (اگر اصلاً باشد) برای دسترسی به رسانه ها بپردازد.

بسیاری از شرکت ها بر اساس مدل درآمد تبلیغاتی هستند: کانال های تلویزیونی، رادیوها، روزنامه ها، وب سایت ها، برنامه های کاربردی تلفن همراه و غیره. تبلیغات یک اقتصاد توجه را امکان پذیر می کند که در آن هدف جلب چشم و گوش مخاطب تا زمانی که ممکن است است. در سال 2004، پاتریک لی لی، مدیرعامل وقت TF1، در مصاحبه‌ای اعلام کرد: «آنچه به کوکاکولا می‌فروشیم زمان در دسترس مغز انسان است». همانطور که گفته شد، اگر تبلیغات وجود نداشت، احتمالاً به همان مقدار محتوا برای سرگرمی و آموزش ما دسترسی نداشتیم.

بنابراین، هرگونه سیاست عمومی با هدف کاهش مقدار تبلیغات باید با شوک اقتصادی که بر این بازیگران اقتصادی که مدلشان مبتنی بر درآمد تبلیغاتی است ایجاد می‌کند، همراه باشد. به عنوان مثال باید به تلویزیون دولتی یارانه بیشتری پرداخت و در تامین مالی شبکه های خصوصی تجدید نظر شود.


برچسب: ،
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت: ۰۹:۲۷:۳۱ توسط:جعفری موضوع: نظرات (0)